شيخ حسين انصاريان
104
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
مُرَّة و از وى در كِلاب و از او در قُصَىّ و از وى در عبد مناف و از عبد مناف در هاشم و از هاشم سيّد قريش در عبدالمطّلب و از عبدالمطّلب در عبداللَّه ؛ كه به فرمودهء خودش تمام پدران و مادرانى كه در حسب و نسبش قرار داشتند موحّد و خدا پرست و مؤمن و متّقى و بعضى چون ابراهيم و اسماعيل و نوح از انبياى الهى بودند . أشْهَدُ أنَّك كُنْتَ نُوراً فِى الْأصْلابِ الشّامِخَةِ وَالْأرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ . « 1 » گواهى مىدهم كه تو در صلبهاى بلند مرتبه و رحمهاى پاك ، نورى بودى . كه صلب شامخ و رحم مطهّره با بىدينى و بتپرستى و انكار حقّ و حقيقت به هيچ عنوان نمىسازد و آنان كه بعضى از پدران رسول الهى را به دور از دين و ديندارى مىدانند يا جاهل به حقايقند يا مغرض حقوق بگير ! ! عبدالمطّلب جد پيامبر صلى الله عليه و آله عمروالعلا كه مردى بذول و بزرگ و متشخّص بود ، پس از عبد مناف به سيادت خاندان قريش رسيد و چون مهمان بسيار مىپذيرفت و شتر بسيار به خاطر پذيرايى از مهمان نحر مىكرد و با اين ترتيب قهراً بر سفرهء مهمانىاش استخوان بسيار شكسته مىشد به « هاشم » لقب يافت . و چون از اين جهان به جهان ديگر رخت بر بست مقام سيادت قريش و حفظ خانهء كعبه و سقايت حاجّ به رشيدترين فرزندانش كه به عبدالمطّلب معروف شده بود رسيد . عبدالمطّلب در ميان قريش شخصيّت و عنوان بسيار درخشانى به دست آورد تا آن جا كه با هيچ يك از گذشتگان خود طرف مقايسه و نسبت نبود .
--> ( 1 ) - الاقبال : 607 ؛ بحار الأنوار : 97 / 187 ، باب 3 .